رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

درود بر انسان‌های باشرف، اهل حقیقت و درست‌کردار پس از انقلاب، متاسفانه یا خوشبختانه (!!) افرادی ظهور پیدا کردند که در تمامی زمینه‌ها صاحب‌نظر، اندیشه‌ورز و صاحب تفکر بودند. این افراد در تمامی زمینه‌ها مثل تجارت، بانکداری، جنگ و دفاع، تاکتیک‌های مبارزه اقتصادی و خلاصه هر موردی که شما فکر کنید ( یا حتا به عقل ما نرسد)‌ دارای نظرات و پیشنهاداتی هستند که به عقل جن هم نمی‌رسد! این موضوع مبارک است یا منحوس نمی‌دانم ولیکن در همین جایی هستیم که می‌بینیم و یکی از دلایل معضلات موجود،‌موجودیت همین صاحبنظران همه فن حریف است...
Our dear friend didn't say anything disturbing, but they didn't clearly mention which of the items presented in the previous days they meant by the new idea. دوست عزیز ما چیز ناراحت کننده ای نگفته است، اما با صراحت اشاره نکرده‌اند که منظورشان از ایده‌ی جدید، حرف کدامیک از موارد ارائه شده در روزهای قبل است.
کمی تامل کنیم که تفرقه میان یک ملت، برای چه کسانی سود و سرور خواهد آورد. ادبیات ما بسیار مظلوم واقع شده است و در تنگنای اقتصادی دست و پا می‌زند اما بیشتر فرو می‌رود. به راه‌هایی بیاندیشیم که می‌تواند موجب سربلندی و شکوفایی ادبیات مقتدر ما شود. نگاه دیگران را ارزشمند بدانیم اما وقتی گروه مقابل اندیشه‌های ما تلاش می‌کند بیهوده بر آرمان‌های خود (چه خوب و چه بد) پافشاری کند، نشان می‌دهد که ما هنوز الفبای تحمل دیگران را یاد نگرفته‌ایم.
با درود و احترام به همه‌ی دوستانی که نظرات خود را در مورد کیهان بچه‌ها نوشته‌اند و به هر چیزی با نگاه جزئی نگریسته‌اند جز خود مجله‌ی کیهان بچه‌ها! امروزه روز که هر چیزی به سیاست آلوده شده است (حتا هوایی که تنفس می‌کنیم) ما ملتی سیاست زده شده‌ایم و نه سیاسی. چرا؟ نگاه ما، بیان ما و حتا خوراک و پوشاک ما به نوعی آلوده‌ی سیاست شده است، در صورتی که (با عرض معذرت) شعور سیاسی افزایش نیافته است. نگاه کنید به نوع برخوردها که از همان آغاز انقلاب با درگیری و چماق کشی بین گروه‌ها شروع شد و همان دیدگاه تاکنون ادامه پیدا کرده است! همین که (متاسفانه) نمی‌توانیم و یا نمی‌خواهیم اندیشه‌ی متقابل را تحمل کنیم، جز ایجاد شکاف و تفرقه چه سودی خواهد داشت؟ این بحث‌ها چگونه می‌تواند به ارتقای فرهنگ کشور یاری کند؟
این رمان که فضای رخداد آن به سال‌های پایانی دفاع مقدس و بازگشت آزادگان باز می‌گردد، داستان رزمنده فوتبالیستی را روایت می‌کند که پس از بازگشت از اسارت به دلیل جانبازی و از دست دادن یک پا قادر به بازی‌ کردن نیست؛ در حالی که پسرش در رویای آمدن پدر و پذیرش مربیگری تیم فوتبال محله به سر می‌برد. پس از بازگشت پدر، پسر که از وضعیت پدرش ناخرسند است، از معرفی او به تیم محله سر باز می‌زند و در ادامه پدر به خواست تیم دیگری که رقیب تیم پسرش نیز هست، به مربیگری در آن تیم می‌پردازد و شرح رقابت این دو تیم در ادامه داستان را به جلو می‌برد. کلهر، با زیرکی و هوشیاری، فوتبال را به عنوان پایة اصلی کتاب پسران گل انتخاب کرده است. این انتخاب آگاهانه، یکی از نقاط قوت کتاب حاضر می‌باشد و نویسنده با برگزیدن این ورزش فراگیر، از همان ابتدا خوانده شدن و پیگیری متن را از سوی خوانندگان نوجوان خود تضمین کرده است. وی با وجود قرار داشتن در صف زنان دست به کاری مردانه زده است که نیاز به علاقه، آگاهی و دانش دارد. به عقیدة نویسندة این سطور، بر خلاف برخی نقطه نظرات و نقدها، کتاب « پسران گل» نمی‌تواند یک رمان جنگی و دفاع مقدس باشد چرا که به شکلی غیرمستقیم و حاشیه‌ای به مقولة جانبازان پرداخته است. این حاشیه نشینی سبب شده است که بسیاری از مسائل و مشکلات جانبازان مغفول و ناگفته باقی بماند. نکتة‌دیگر این که چنین پرداختی به مساله جانبازان و آزادگان هرگز نتوانسته حق مطلب را ادا کند.
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.